زين الدين محمود واصفى

100

بدايع الوقايع ( فارسى )

تيغت به خون چو سرخ « 1 » شد از وى گريختم * جويد ز سيل فتنه بلى هركسى پناه تيغ تو زنگ تا نخورد بركش از نيام * آبى كه دير ماند به يك‌جا شود تباه هردم ز زير تيغ تو آيد برون تنم * هرگز نايستد به ته آب برگ كاه از ضرب تيغ تيز تو افتاد واصفى * غلطاند آب تيز كسى را ز جايگاه و له « 2 » گفتى ز تيغ من شود آخر جهان خراب * آرى جهان خراب شود عاقبت ز آب سر زير تيغ تست از آن دست و پا زنم * بگرفت زير آب نفس دارم اضطراب شد جسم خاكيم متلاشى ز تيغ تو * بىحد زدى چو آب بر آن خاك شد خلاب « 3 » جان رفت و زير تيغ تو مانده است تن هنوز * با آنكه جسم مرده نماند به زير آب تيغ تو بر سر است و تو پرسى ز من سخن * در زير آب كى بودم فرصت جواب خوابم ربوده بود زدى تيغ ناگهم * آرى زنند آب به كس بهر دفع خواب بىتيغ تو بسر نبرد واصفى دمى * مستسقى است كى كند از آب اجتناب

--> ( 1 ) - بقيه غزل در نسخه A نيست . ( 2 ) - C : 4 . ( 3 ) - A : بر آنجا كه شد خلاب